نشانی پذیری
مترادفها
قابلیت ردیابی، قابلیت شناسایی
فرهنگستان زبان و ادب
{addressability} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] 1. ازلحاظ امکان، قابلیت مشخص کردن نقطه ای از حافظه و مانند آن 2. ازلحاظ میزان، شمار نقاط نشانی پذیر در حافظه و مانند آن
جمله سازی با نشانی پذیری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وی تهیهکننده فیلمهایی همچون درباره یک بازجویی و بدون گذاشتن نشانی بودهاست. همچنین وی در بیست و هشتمین دوره مراسم اسکار نامزد جایزه اسکار بهترین داستان شده بود.
💡 از این "انجمن" نیز نشانی در نوشتههای آن دوره نیست و احتمالاً وی برای ترساندن دیگر مستبدین چنین کارتی را در جیب گذاشته بود.
💡 از این طایفهها پس از ورود به خراسان تا دوره صفویان نام و نشانی در منابع و کتب تاریخی مشاهده نمیشود.
💡 سرو چه کز لب او گویا گردد نی خشک کس نشانی ندهد جز تو بصد برزن و جی
💡 لاف عشق روی جانان از گزافی رو مزن عاشقان روی او را خود نشانی دیگرست
💡 نشانی هاست غیر از ناله درد عشقبازان را میان عاشقان بلبل همین آوازه ای دارد
💡 یکی از چالشهای اصلی در طراحی سیستمهای ناوبری جدید، افزایش نشانی پذیری در محیطهای پیچیده و شلوغ برای جلوگیری از گم شدن کاربران است.
💡 مهندسان برای بهبود نشانی پذیری دستگاههای هوشمند، تلاش میکنند تا الگوریتمهای موقعیتیابی را با دقت بسیار بالاتری در نقشههای دیجیتال جدید بازطراحی کنند.
💡 در پروژههای مربوط به پهپادهای خودگردان، قابلیت نشانی پذیری در شرایط آب و هوایی نامساعد یک فاکتور بسیار تعیینکننده در ایمنی پرواز محسوب میشود.