لغت نامه دهخدا
نسیه فروش. [ ن َس ْ / ن ِس ْ ی َ / ی ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) که متاعش را به نسیه فروشد.
نسیه فروش. [ ن َس ْ / ن ِس ْ ی َ / ی ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) که متاعش را به نسیه فروشد.
که متاعش را به نسیه فروشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلی که نقد کند نسیه قیامت را به فکر یار قیامت خرام ما افتد
💡 ز مرگ نسیه چه چون برگ بید می لرزی؟ ز مرگ نقد بیندیش، زینهار مخسب
💡 در نسیه آن جهان کجا بندد دل آن را که بنقد اینجهانش تویی؟
💡 گفت: چون زن کنم ز نسیه و نقد افگنند اخترم بعقده ی عقد
💡 سه گونه عیب نگردد به گرد وعده او یکی خلاف و دوم نسیه و سوم فردا
💡 آنرا که به نقد از سرکوی تو بهشت است جیفست که بر نسیه ی عقبی بنشیند