نبات سوخته

لغت نامه دهخدا

نبات سوخته. [ ن َ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) شکریا قند را بر آتش با کمی آب ذوب کنند و آن پس از تبلور رنگ سرخ نزدیک به سیاه گیرد و سپس آب بر آن ریزند تا بار دیگر حل شود و نوشند و آن برای اسهال و هم بعضی امراض فم المعده سودمند است. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

شکر یا قند را بر آتش با کمی آب ذوب کنند و آن پس از تبلور رنگ سرخ نزدیک سیاه گیرد و سپس آب بر آن ریزند تا بار دیگر حل شود و نوشند و آن برای اسهال و هم بعضی امراض فم المعده سودمند است.

جمله سازی با نبات سوخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جک سوخته، روستایی از توابع بخش سرباز شهرستان سرباز در استان سیستان و بلوچستان ایران است.

💡 اهلی آن روز که چون لاله سر از خاک زند غرقه در خون جگر سوخته بینی کفنش

💡 تر کنم از آب چشم روی چو نان خشک را چون جگری بیش نیست سوخته بر خوان دل

💡 آه از تو می‌کنند همه عاشقان و من از دست دل که سوخته، این می‌کند مرا

💡 من دل سوخته خواهم که لب تشنه خویش بر دهان تو نهم کآبخور جان اینجاست

💡 هر که را می نگرم سوخته جان افتاده است این چه برق است درین لاله ستان افتاده است؟

💡 وقتی مادر در آشپزخانه مشغول درست کردن شیرینی بود، ناگهان متوجه شد که مقدار زیادی از نبات سوخته و رنگ آن تیره شده است.

💡 طعم تلخ و ناخوشایند نبات سوخته در میان مواد اولیه دسر، باعث شد که تمام تلاش‌های او برای آماده‌سازی آن شیرینی با شکست مواجه شود.

💡 برای جلوگیری از هدر رفتن مواد، او سعی کرد قطعات کوچک نبات سوخته را از بقیه مواد جدا کند تا طعم بد آن را منتقل نکند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران