ناپسندیده امدن

لغت نامه دهخدا

( ناپسندیده آمدن ) ناپسندیده آمدن. [ پ َ س َ دی دَ / دِ م َ دَ ] ( مص مرکب ) ناپسند آمدن. پسند نکردن. نپسندیدن: خداونددر این باب با من سخن گفته است و سخت ناپسندیده آمده است مرا. ( تاریخ بیهقی ص 259 ). آنچه ترا از وی ناپسندیده آید دانی نباید کرد. ( منتخب قابوسنامه ص 36 ).

فرهنگ فارسی

( ناپسندیده آمدن ) ناپسند آمدن پسند نکردن.

جمله سازی با ناپسندیده امدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جسم تو گرچه ناپسندیده است شوخ چشمست لیک خوش دیده است

💡 چه دانم که من چشم بد دیده‌ام؟ پسندیده یا ناپسندیده‌ام

💡 مرد گفتار بدم در پی رفتار شدم ناپسندیده به رفتار و بگفتار شدم

💡 «کُلُّ ذلِکَ کانَ سَیِّئُهُ» آن همه بد است، «عِنْدَ رَبِّکَ مَکْرُوهاً (۳۸)» بنزدیک خداوند تو ناپسندیده.

💡 معصیت از هر که صادر شود ناپسندیده است و از علما ناخوبتر؛ که علم سلاح جنگ شیطان است و خداوندِ سلاح را چون به اسیری برند شرمساری بیش برد.

💡 اهل معانی گفتند: لباس آن جامه است که فاتن دارد، و شعار گویند پس مرد و زن را بدین معنی لباس خواند که یکدیگر را همچون جامه‌اند مر تن را. و گفته‌اند: ایشان را لباس از بهر آن خواند، که هر دوستر یکدیگرند از آنچه ناپسندیده شرعست، و دلیل برین قول آن خبرست که رسول صلّی اللَّه علیه و آله و سلم گفت، «من تزوّج فقد احرز دینه»

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران