ناورد دادن

لغت نامه دهخدا

ناورد دادن. [ وَ دا دَ ] ( مص مرکب ) جولان دادن. جولان کردن:
بر زمین فراخ دِه ناورد
در هوای بلند کن پرواز.مسعودسعد.

جمله سازی با ناورد دادن

💡 جهان کرد پر گرد آورد جوی زخون خاست در جای ناورد جوی

💡 سنان زخم ناورد و شد نیزه خُرد به تیغ اندر آمد سپهدار گرد

💡 پای در وصل لبت نتوان نهاد تا سر زلف تو در سر ناورد

💡 پری‌رویی که از ما ناورد یاد چو نامت بنگری هشت است و هفتاد

💡 گل گر ز رخ تو رنگ ناورد رنگ رخش آخر از چه زیباست؟

💡 که کین جهان دیده گودرز پیر بخواهم از این دشت ناورد چیز

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز