لغت نامه دهخدا
( ناهموار آمدن ) ناهموار آمدن. [ هََ م ْ م َ دَ ] ( مص مرکب ) گران آمدن. دشخوار آمدن. قابل تحمل نبودن.
- ناهموار آمدن سخن یا عملی؛ سخت گران آمدن آن. ملایم طبع و قابل تحمل نبودن آن.
( ناهموار آمدن ) ناهموار آمدن. [ هََ م ْ م َ دَ ] ( مص مرکب ) گران آمدن. دشخوار آمدن. قابل تحمل نبودن.
- ناهموار آمدن سخن یا عملی؛ سخت گران آمدن آن. ملایم طبع و قابل تحمل نبودن آن.
( ناهموار آمدن ) ( مصدر ) گران آمدن قابل تحمل نبودن. یاناهموار آمدن سخن یاعملی.سخت وگران آمدن آن ملایم طبع وقابل تحمل نبودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرزمین مالی در جنوب عمدتاً گرمدشت (ساوانا) و در شمال مسطح و تپهماهوری یا فلات مرتفع (۲۰۰ تا ۵۰۰ متر) است. تپههای ناهمواری در شمال شرقی وجود دارد که ارتفاع آنها تا ۱۰۰۰ متر میرسد.
💡 مساءله 3 - اگر زمين در يك طرف از چهار طرف هموار و در طرفى ديگر ناهموارباشد هرطرف حكم خودش را دارد آن كه هموار است يك تيرانداز و آن كه ناهموار است دوتيرانداز.
💡 از کجاندیشی دل وضع جهان دلکش نیست غم تمثال مخور آینه ناهموار است
💡 از بلندوپستِ عالم، شِکوه کافرنعمتی است تیغ، این همواری از سوهانِ ناهموار یافت
💡 گرچه ناهموار بود از پیشکاران کار حکم پیش از این لیکن ز فر عدل تو در وقت ما
💡 يكى از بزرگترين سرمايه هاى هر كشور، نيروى انسانى آن كشور است و مهم تريننيروى انسانى هر كشور را در نسل جوان آن كشور مى توان يافت، قدرت و نيروى جوانىاست كه مى تواند بر مشكلات زندگى فائق آيد و راههاى سخت و ناهموار به آسانىبپيمايد.