نام برامدن
لغت نامه دهخدا
( نام برآمدن ) نام برآمدن. [ ب َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از نامدار شدن و شهرت گرفتن نام. ( از آنندراج ). شهره شدن. شهرت یافتن. علم شدن. مشهور و سرشناس گشتن.
- نام برآمدن بر آفاق؛ شهره جهان گشتن.مشهور گیتی شدن. در همه عالم شهرت یافتن:
چون آفتاب از نظر گرم عمرهاست
صائب بر آمده ست بر آفاق نام ما.صائب.- نام برآمدن به صفتی یا کاری؛ بدان کار و صفت مشهور و انگشت نما شدن:
بسی نماند که پنجاه روزه عاقل را
به پنج روزه به دیوانگی برآید نام.؟- نام به ننگ برآمدن؛ به ننگ شهره شدن. بدنام شدن. ننگین نام شدن:
مرا سرنهان گر شود زیر سنگ
از آن به که نامم برآید به ننگ.فردوسی.
فرهنگ فارسی
( نام بر آمدن ) (مصدر ) مشهورشدن سرشناس گشتن.یانام بر آمدن بصفتی ( کاری ).در آن صفت ( کار ) مشهورشدن.یانام بر آمدن بر آفاق ( جهان ) شهره جهان شدن: چون آفتاب از نظر گرم عمرهاست صائب بر آمدست بر آفاق نام ما. ( صائب )
جمله سازی با نام برامدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیش تو بهر نام است آمده شد رقیبان دور از خدا، به کعبه بهر خدا نباید
💡 مبادا نام غم هرگز بر آن دل مرا گر چه چنین غمگین تو کردی
💡 ندانم من این را که بردی تو نام نه هرگز شنیدم که او خود کدام
💡 عمریست نام اهل وفا کس نمیبرد دردا که آتشی هم ازین کاروان نماند
💡 بی اسم کسی درک مسما نکند نام ار نبود تمیز اشیا نکند
💡 این کُره را که نام کردی خویش هر یکی کژدمند با صد نیش