لغت نامه دهخدا
نائب برید. [ ءِ ب ِ ب َ / ءِ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به نایب شود.
نائب برید. [ ءِ ب ِ ب َ / ءِ ب َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به نایب شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توماس یکی از اعضای آن تیم رویایی بایرن در زمان اوتمار هیتسفلد بود که موفق شدند دو بار به مرحله نهایی لیگ قهرمانان اروپا صعود کنند و پس از کسب نائب قهرمانی در سال ۱۹۹۹ عنوان قهرمانی را در سال ۲۰۰۱ بدست آورند.
💡 از دیگر افتخارات این باشگاه میتوان از مقام سوم فصل ۱۳۹۵-۹۶ و نائب قهرمان فصلهای ۱۳۹۶-۹۷ و ۱۳۹۷-۹۸ نام برد. این تیم همچنین با قهرمانی در فصل ۱۴۰۰–۱۳۹۹ نخستین نماینده ایران در جام باشگاههای زنان آسیا فصل ۲۰۲۱ شد.
💡 در پایان این فصل تیم کشتی استقلال به مقام نائب قهرمانی دست پیدا کرد.
💡 مناطق پنجگانه مالت دارای شورایی بین ۱۰ تا ۱۴ عضو میباشد که هر شورا دارای یک رئیس و نائب رئیس میباشد.
💡 روش اصلی برای کاهش زمان دسترسی به اطّلاعات افزایش سرعت چرخش است. درحالیکه راه اصلی برای افزایش ظرفیت ذخیرهسازی افزایش چگالی سطحی است. نائب رئیس شرکا سی گیت تکنولوژی رشد آتی در مورد چگالی دیسکها را به اندازه ۴۰٪ در هر سال پیشبینی کردهاست.