لغت نامه دهخدا
مینای افشار. [ نای ِ اَ ] ( اِخ ) اسمش فریدون بیک و از طوایف افشاریه شهر ارومی بوده است. رباعی زیر را برای معشوقش که درد گلو داشته گفته است:
دیشب همه شب ای آرزوی مینا
این بود بخویش گفتگوی مینا
کز درد گلویت ای مه مینوچهر
دل خون شد وریخت از گلوی مینا.( از مجمعالفصحاء چ سنگی ج 2 ).