میدان ابربحرانی
فرهنگستان زبان و ادب
{supercritical field} [فیزیک] میدانی که بتواند از خلأ معمولی، خلئی جدید و ذره هایی واقعی تولید کند
ویکی واژه
میدانی که بتواند از خلأ معمولی، خلئی جدید و ذرههایی واقعی تولید کند.
جمله سازی با میدان ابربحرانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تو همان دم که حرب میکردی رو به میدان ضرب میکردی
💡 یکی میدان ز روی ذات انوار بظاهر گرچه میبینی تو بسیار
💡 بشکرانه آنکه دیدی به میدان رسنها گلوشان چو چنبر گرفته
💡 به رزم عجم با دلیران دین بسی کرده یاری به میدان کین
💡 حقیقت عشق به از عقل میدان ازو چیزی که میبینی تو میخوان
💡 دل بیچاره در میدان عشقت اسیر حلقهٔ زلف تو چون گوست