دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] موجبات تقیه (قرآن). تقیه که به معنای کاری است خلاف میل باطنی و قلبی افراد موجبات و دلایلی دارد.
۱. ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۲۸.
فرهنگ قرآن،مرکز فرهنگ و معارف قرآن،برگرفته از مقاله «موجبات تقیه»
...
[ویکی فقه] موجبات تقیه (قرآن). تقیه که به معنای کاری است خلاف میل باطنی و قلبی افراد موجبات و دلایلی دارد.
۱. ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۲۸.
فرهنگ قرآن،مرکز فرهنگ و معارف قرآن،برگرفته از مقاله «موجبات تقیه»
...
💡 اين جوانان هستند كه مى توانند با مراقبت هاى صحيح علمى و عملى و با كوشش هاى مداومخود، در راه فراگرفتن سجاياى اخلاقى و به كار بستن آنها، موجبات سعادت ابدى خودرا فراهم آورند و از زيبايى و جمال معنوى كه مايه محبوبيت اجتماعى است، برخوردارگردند.
💡 البته بايد توجه داشت كه صرف برنامه ريزى، مطلوب نبوده و موجب موفقيت نمىشود؛ بلكه برنامه اى مى تواند موجبات موفقيت و پيشرفت سازمان را فراهم كند كهاصولى، منطقى و مناسب با امكانات و شرايطسازمان طراحى شده باشد.
💡 عزت نفس و اثبات شخصيت در نظر نوجوان، از هر چيز محبوب تر است. پدران و مادران ومربيانى كه به سعادت نوجوانان علاقه دارند و مى خواهند آنان را به شايستگى تربيتكنند و از انحراف و سقوطشان مصون دارند، بايد همواره متوجه حالت روانى آن ها باشند.بايد با نوجوانان طورى رفتار كنند كه به شخصيتشان آسيبى نرسد و موجبات هتك حرمتو تحقيرشان فراهم نيايد.
💡 اگر شهوت جنسى به درستى محدود شود و با اندازه گيرى صحيح در راه مشروع وقانونى اعمال گردد، تضادى بين آن و ساير تمايلات انسانى و سجاياى اخلاقى وجودنخواهد داشت. جوانان مى توانند از يك طرف خواهش هاى غريزى خود را ارضا كنند و ازطرف ديگر به تمايلات اخلاقى و هدايت هاى عقلى خويش جامه عقلى بپوشاند، و در نتيجه، يك انسان واقعى باشند و با ارضاى همه خواهش ها، موجبات سعادت خود را فراهم آورند.
💡 3 - وجود زن، محيط پرورش و توليد نسل انسان است اگر مراقبت هاى ويژه اى در مورد آن، صورت نگيرد و او در اختيار عامه مردان قرار بگيرد. هيچ تضمينى بر سلامتىنسل هاى آينده نخواهد بود پس او در عين زن بودن مادر است براى حفظ شئونات مادرى،غيرت لازم است تا موجبات طهارت نسل بشر را با رعايت نظم زندگى انسان كه همانمراعات دستورات الهى است فراهم كند.
💡 زد و خوردها و جنگها در اغلب مواقع از ستمگرى و تعدى يك طرف بر ميخيزد، اگر بناءباشد كه انسان در مرتبه اول به دلالت وجدان خود و در مرتبه دوم بهدايت انبياء واولياء رفتار كرده، و با پرده هاى عناد و تعصب و حرص و غضب و شهوت و خودبينىنور فطرت و شريعت را مستور و محجوب قرار ندهد: خود را از پرتگاههاى خطرناك نجاتداده، و موجبات گرفتارى و زحمت ديگران را فراهم نخواهد آورد.