لغت نامه دهخدا
مله قربانی. [ م ِ ل ِ ق ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بابالی است که در بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد واقع است و 150 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
مله قربانی. [ م ِ ل ِ ق ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بابالی است که در بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد واقع است و 150 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لب تو جان «وفایی» است خوشا در قدمت جان به لب آرد و قربانی دلبر باشد
💡 جرأتیکوکه به رویت مژهای بازکنم چشم قربانی و نظارهٔ پنهانی هست
💡 دو چشم واله قربانیان پس از تسلیم دو شاهدست که انجام به ز آغازست
💡 دم تیغ تو و خورشید به یک چشم زدن عرصهٔ صبحکند دیدهٔ قربانی را
💡 کرد دستارش دو شقّه از دو سو بوسه ها دادش چو قربانی بر او