فرهنگستان زبان و ادب
{lexical category} [زبان شناسی] طبقه ای از واحدهای دارای معنای واژگانی یا واژه ها یا تکواژها که عموماً به عنوان مدخل در واژگان وارد می شوند
{lexical category} [زبان شناسی] طبقه ای از واحدهای دارای معنای واژگانی یا واژه ها یا تکواژها که عموماً به عنوان مدخل در واژگان وارد می شوند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زبانگونهها یا گونههای زبانی به هر شکلِ قابلِ تمیزِ گفتار گفته میشود که یک گویشور یا گروهی از گویشوران به کار میبرند. مشخصههای متمایز کنندهٔ یک گونهٔ گفتار ممکن است واژگانی، واجی، صرفی یا نحوی باشد.
💡 اسپانیایی دارای گونههای معیار ملی و منطقه ای بسیاری است، که همه دارای فهم متقابل نسبت به همند (خارج از تفاوتهای واژگانی کوچک) و از قواعد نوشتاری مشترکی استفاده میکنند.
💡 در بسیاری موارد گویشوران در مواردی که واژهٔ فارسی مناسبی هم برای مفهوم مورد نظر وجود دارد از واژه انگلیسی استفاده میکنند. استفاده از واژگانی مانند پرابلم (بجای مشکل) و پالیسی (بجای سیاست) در بین دولت مردان بسیار رواج دارد.
💡 عناصر حاکمیتکننده شامل هستههای واژگانی (V, A, N, P) و هستهٔ I خودایستا (دارای مشخصهٔ [T+]) هستند. A بر B سازهفرمانی بیشینه دارد اگر A بر B تسلط نداشته باشد و B نیز بر A تسلط نداشته باشد و فرافکن بیشینهٔ A، بر B تسلط داشته باشد.
💡 مانکیالی با هیچیک از زبانهای اطراف قابلیت درک متقابل ندارد. آزمونهای تشابه واژگانی نشان دادهاند که کمی بیش از یک سوم واژگان اصلی خود را با زبانهای محلی هندکو و گوجری، و درصد کمی بالاتر (۴۱ تا ۴۲ درصد) با گورو و بَطِری (دو زبان از گروه کوهستانی داردی) مشترک دارد. این میزان شباهت تا حدودی بیشتر با بطری میتواند نشاندهنده یک منشأ مشترک باشد که با سنتهای شفاهی جامعه همخوانی دارد.