لغت نامه دهخدا
مغرب اوسط. [ م َ رِ ب ِ اَو س َ ] ( اِخ ) الجزایر و یا ظاهراً تونس و الجزایر مراد است و این کلمه را ابن البیطار مکرر استعمال کرده است از جمله در کلمه صفیرا. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مغرب شود.
مغرب اوسط. [ م َ رِ ب ِ اَو س َ ] ( اِخ ) الجزایر و یا ظاهراً تونس و الجزایر مراد است و این کلمه را ابن البیطار مکرر استعمال کرده است از جمله در کلمه صفیرا. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مغرب شود.
الجزایر و یا ظاهرا تونس و الجزایر مراد است و این کلمه را ابن البیطار مکرر استعمال کرده است از جمله در کلمه صفیرا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برون خرام ز مغرب که تیره شد آفاق ز رسم خویش بگردان طلوع بیضا را
💡 اينك نمازهايى را كه بين نماز مغرب و عشا خوانده مى شود، با استفاده از رواياتبرگزيده و ذكر مى كنيم:
💡 اعزام موسى بن نصير به مغرب درشمال غربى افريقا، از سوىعبدالعزيز
💡 در آن نمی نگرم من که همت تو، تو را وزیر مشرق و مغرب کند باستقلال
💡 ((زمانى فرا خواهد رسيد كه: آنكه در مغرب است آواى مشرقيان را خواهد شنيد و بر عكس)).