معالجات عقیلی

دانشنامه اسلامی

[ویکی نور] «معالجات» تالیف سید محمدحسین بن محمدهادی عقیلی از کتب طب سنتی است که به زبان فارسی نگارش یافته است. با توحه به تصریح مؤلف در مقدمه کتاب به این که در سال 1195ق به تالیف خلاصة الحکمة پرداخته است، باید گفت تألیف این کتاب مسلماً چند سالی بعد از سال 1195ق بوده است، هر چند تاریخ دقیق آن را نمی دانیم.
البته مؤلف قبل از تألیف این کتاب و در سال 1183ق به نگارش کتابی دیگر در همین موضوع و البته به زبان عربی پرداخته بوده، ولی بنا بر دلائلی -که ما نیز به درستی از آن اطلاع نداریم- ناتمام مانده است.
این اثر بنابر تصریح مؤلف مشتمل بر دوازده مقاله است، که هر مقاله از این کتاب مشتمل بر چند باب می باشد و هر باب نیز خود به چند فصل تقسیم می شود.
مؤلف در بیان معالجه بیماری ها، ابتدا به تعریف بیماری و انواع آن می پردازد، آن گاه علائم آن را ذکر می کند و در آخر علاج هر بیماری را متذکر می شود. در ضمن بیان معالجه هر بیماری، گاه مؤلف طرز ساختن دارویی را نیز بیان می دارد، هر چند بیشتر تنها به ذکر داروها بسنده می کند و گویا خواننده را به کتاب دیگر خویش -یعنی قرابادین کبیر- ارجاع می دهد.
این اثر همانند دیگر آثار مؤلف از جمله جامع ترین و تحقیقی ترین آثار طب سنتی است که آن را پس از تألیف سه کتاب دیگرش تألیف کرده، و بالطبع با پشتوانه سه اثر مهم قبلی از پختگی و عمق علمی بیشتری برخوردار است.

جمله سازی با معالجات عقیلی

💡 حامیان بانفوذ شاه در آمریکا، که معتقد بودند از سرگیری روابط دوستانه حکومت جدید با آمریکا، موجب تقویت جمهوری اسلامی می‌شود، برای ممانعت از برقراری آن تلاش‌هایی به عمل آوردند و دولت جیمی کارتر رئیس‌جمهور وقت آمریکا را به منظور صدور اجازه ورود شاه به آمریکا برای معالجات پزشکی زیر فشار گذاشتند.

💡 از ايشان سوال كردم كه شما به چه علت تصميم به برگزارى چنين مجلسى گرفتهايد؟ گفتند: ما پسرى داريم كه پنج سال دارد. مدتى بود كه وى مبتلا به بيمارى خونىشده بود. معالجات فراوانى براى او انجام شد ولى نتيجه اى نگرفتيم. چندى پيش اطبابه ما گفتند كه اين مرض خوب شدنى نيست، و ما را كاملا از بهبودى وى نااميد كردند.

💡 علامه ميرزا ابوالحسن شعرانى در اواخر عمر دچار ضعف و بيمارى قلب و ريه شد و زيرنظر پزشك بود. وقتى بيمارى اش شدت يافت براى معالجه به آلمان برده شد و دربيمارستانى در شهر هامبورگ بسترى گرديد. اما معالجات سودى نبخشيد و شايد تقديرچنين بود!...

💡 چهل سال قبل زخمى در پاى چپم پيدا شد كه مرتب اذيتم مى كرد. يكى دوسال بدين منوال گذشت. پس از معالجات زياد، از همه جا ماءيوس شدم، تا اينكهگوسفندى براى حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام نذر كردم، الحمدالله بعد ازمدتى زخم پايم درست شد و كسى هم از نذر من اطلاعى نداشت. دو الى سه ماه از اين ماجراگذشت. همان زمانها بود كه بنده در دكان حاج آقا مغازه اى كار مى كردم.

💡 در اينجا بد نيست نظرى گذرا به وضعيت دانش پزشكى در ميانملل گذشته بيندازيم. البته، اگر چه نمى توان ميان نوع معالجات، درمانها وفعاليتهاى پزشكى كه در اين ملل رايج بوده، تفاوت چندانىقايل شد، لكن بر آنيم تا ويژگيهاى خاص هر قوم را كه در برابر اين دانش داشته اند،به قدر ممكن بيان نماييم.