لغت نامه دهخدا
مشک فیک. [ م ُ / م ِ ] ( اِ مرکب ) نامی که در کتول به مشک بید دهند. و رجوع به جنگل شناسی ساعی ج 1 ص 194 و بیدمشک و مشک بید در همین لغت نامه شود.
مشک فیک. [ م ُ / م ِ ] ( اِ مرکب ) نامی که در کتول به مشک بید دهند. و رجوع به جنگل شناسی ساعی ج 1 ص 194 و بیدمشک و مشک بید در همین لغت نامه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جز بعون نفحات نفست آهو را شود خون جگر مشک معطّر در ناف
💡 با صبا همره است نکهت یار یا به جیبش نهفته مشک تتار