مشاعره کردن

لغت نامه دهخدا

مشاعره کردن. [ م ُ ع َ / ع ِ رَ / رِ ک َدَ ] ( مص مرکب ) نبرد کردن در شعر. ( ناظم الاطباء ). مسابقه در شعر خواندن از بر. و رجوع به مشاعرة شود.

فرهنگ فارسی

نبرد کردن در خواندن شعر

جمله سازی با مشاعره کردن

💡 مشاعره گاه بدین صورت است که هر یک از افراد بیتی شعر از بر می‌خواند و نفر بعدی باید شعر خویش را با آخرین حرف آن بیت آغاز کند[نیازمند منبع].

💡 در ميان عالمان دين جمع زيادى از نعمت ذوق شاعرانه نصيب داشته اند. (محقق حلى ) ازگروه فقيهان شاعر است. اشعار او حاوى نكات اخلاقى و عرفانى و حكمت آميز و بهصورت مشاعره و مكاتبه و خطاب به پدر و دوستانش سروده است.

💡 راتاتوسکر همچنین در بازی ویدیویی اساسینز کرید والهالا در سال ۲۰۲۰، وجود دارد. جایی که او بازیکن را درگیر هجو در مشاعره، یک دوئل شاعرانه، در قلمرو اسطوره‌ای یوتون‌هایم می‌کند.

💡 در چاوش‌خوانی که منطقه دشتی در کل و روستای چاوشی به طور اخص زادگاه آن به نظر می‌رسد طبق رسوم منطقه در مراسمی که اشخاص زوار ائمه اطهار قبل و بعد از زیارت مردم را دعوت می‌کنند دو نفر خواننده چاوش به صورت مشاعره یک نفر یک بیت را طبق آهنگی خاص که به چاوش مشهور است می‌خواند و نفر دیگر بیتی دیگر را در جواب خواننده اول می‌خواند.

💡 وی بعد از انقلاب ایران در زمینه فن بیان و مشاعره به تلویزیون دعوت شد و در سال ۱۳۸۴ پس از ۲۵ سال خدمت در بخش‌های مختلف رسانه ملی ایران، به عنوان ارزیاب پخش بازنشسته شد. وی همچنین مدتی مدیر شبکه سوم سیما بود.