مسیب بن نجبه فرازی
دانشنامه اسلامی
[ویکی اهل البیت] این صفحه مدخلی از کتاب فرهنگ عاشورا است
از یاران برجسته علی علیه السلام بود. وی در قیام توابین به خونخواهی شهدای کربلا، پس از کشته شدن سلیمان بن صرد رهبر توابین، پرچم نبرد را بدست گرفت و دلیرانه جنگید تا کشته شد. شهادتش در سال 65 هجری در «عین الورده » بود.
از این که توفیق شهادت در رکاب سیدالشهدا را نیافته بود به شدت اندوهگین بود و این حسرت را در خطابه ای که در جمع توابین ایراد کرد، بر زبان آورد و از این که با رسیدن نامه و پیک امام، از فداکاری در راهش مضایقه کرده و یاریش نکرد، خود و جمع یاران را ملامت کرد.
جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، نشر معروف.
جمله سازی با مسیب بن نجبه فرازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر پای او نهد سر جویای سر بلندی بر خاک او نهد رو خواهان سر فرازی
💡 همچو شام این ماجرا دارد کدورت، وقت شد کز دعا، چون صبح، میلی بر فرازی رایتی
💡 پلوتارک، در کتاب معروف خویش، حیات مردان نامی، به شرح جالب توجهی از جزئیات یک تری یومف که پس از پیروزی روم بر مقدونیه برگزار شده، پرداختهاست، که در اینجا فرازی از نوشتهٔ او ذکر میشود:
💡 جا به کنج گلخن و صحن گلستان داده است شعله را گردن فرازی، آب را افتادگی
💡 سعیدی سیرجانی در مقدمات کتاب افسانهها، چند بار تأکید نموده که نخستین بار داستان شیخ ریا را در دوران دانشجویی خویش در دانشگاه تهران، و از زبان استاد درس اخلاق خود، دکتر مظفر بقائی کرمانی شنیده بوده و این داستان را بنابه توصیهٔ همو، در سال ۱۳۴۰ خورشیدی به نظم کشیدهاست. از جمله در این ارتباط در فرازی از مقدمه افسانهها آمدهاست:
💡 گهی سپه به فرازی برون برد که به چشم چو زو نگاه کنی مه نماید اندر چاه