مرو رشک

لغت نامه دهخدا

مرو رشک. [ م َرْوْ رِ ] ( اِ مرکب ) تخم مرو که به عربی بزرالمرو است. ( از برهان ) ( از آنندراج ).

جمله سازی با مرو رشک

💡 ناصح مرا مگو که مرو در قفای یار زیرا که اختیار بدست اسیر نیست

💡 نفعی به کس ز دوستی سخت روی نیست از جای خود به جذبه آهن ربا مرو

💡 درآب زیر کاه خطر بیشتر بود از ره مرو به ظاهر صلح وصفای خلق

💡 در زمین و زمان چو من کس نیست خیره هر سو مرو هم اینجا ب ا یست

💡 از خود مرو، ز دیدن هر دست زورمند جان عزیز، خیره بهر پا مکن نثار

💡 تو دانی با خدا و با دگر کس مرا از مرو و از کردار تو بس

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز