مرهم پرست

لغت نامه دهخدا

مرهم پرست. [ م َ هََ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) دانای به مداوای جراحت و مرهم نهادن بر آن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

دانای به مداوای جراحت و مرهم نهادن

جمله سازی با مرهم پرست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لطف می‌گردد به ما، تا می‌رسد بیداد تو زخم ما را آب شمشیر تو، مرهم می‌شود

💡 اهلی مکن از زخم جفا ناله که در عشق گه مرهم لطفست و گهی نشتر کین است

💡 لب تو خسته مژگانت را دهد مرهم دل من از پی این شد به مهر تو مرهون

💡 پنبه داغ سینه ام مرهم دل نشد مگر با تن همچو برگ گل مرهم داغ من شوی

💡 دل و جان را بتو دادیم،هم از روز ازل راضیم از تو،اگر مرهم،اگر نیش رسد

💡 علاوه بر این، عسل ماده ضدعفونی‌کننده طبیعی و مرهمی مناسب برای سوختگیها و زخمها به‌شمار می‌رود.

روضه یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز