مرغ زنبورخوار
مترادفها
پرنده زنبورخوار
لغت نامه دهخدا
مرغ زنبورخوار. [ م ُ غ ِ زَم ْ خوا / خا ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کلاغ سبز. رجوع به کلاغ سبز شود. || پرنده ای است از راسته سبکبالان. بسیار کوچک و پرخوار است و از همه حشرات تغذیه می کند.
جمله سازی با مرغ زنبورخوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همهٔ اعضای تیره زنبورخواران در سرده زنبورخوارها هستند، به استثنای سه گونه زنبورخوار ریشدار که در زیرخانواده زنبورخوار قرار دارند (دو سردهٔ شامپرها و ریشزرشکیها).
💡 غذای اصلی زنبورخوار دمابی را حشرات بهویژه زنبور، زنبور بیعسل و زنبور قرمز تشکیل میدهد. او شکارش را در هوا گرفته و سپس آنرا آنقدر به یک جا میکوبد تا کشته شده و پوشش خارجیش باز شود.