لغت نامه دهخدا
مردارسنج. [ م ُ س َ ] ( اِ مرکب ) مردارسنگ. معرب است و با حذف راء دوم می شود مرداسنج. ( منتهی الارب ). مردارسنگ. مرداسنج. مردا سنگ. مرتک. مرتج. رجوع به مرداسنگ شود.
مردارسنج. [ م ُ س َ ] ( اِ مرکب ) مردارسنگ. معرب است و با حذف راء دوم می شود مرداسنج. ( منتهی الارب ). مردارسنگ. مرداسنج. مردا سنگ. مرتک. مرتج. رجوع به مرداسنگ شود.
( اسم ) اکسید - دو ظرفیتی سرب متبلور یا پرو تواکسید سرب میباشد - اگر این اکسید دو ظرفیتی بی شکل باشد - یعنی متبلور نباشد - ماسیکو نام دارد ولی پس از ذوب و سرد شدن متبلور میگردد وبنام لیتارژ یا مردار سنگ نامیده میگردد. مردار سنگ بصورت ورقه های کم ضخامت نارنجی یا زرد و یا قرمز متبلور میگردد. مردار سنگ در نقاشی بعنوان یکی از خشک کنندههای رنگهای روغنی مصرف میشود و همچنین آنرا در پزشکی جهت شستشو و ضد عفونی و سایل پزشکی جهت شستشو و ضد عفونی وسایل پزشکی در ترکیب برخی صابونهای طبی مصرف میکنند و نیز در برخی صنایع از جمله کوزه گری جهت تهی. لعاب روی کوزهها مورد استعمال دارد ولی همیشه بسبب داشتن سرب در ترکیبش جزو مواد سمی است و حتی ظروفی که بوسیل. مردار سنگ لعاب داده میشوند باز هم بکار بردن آنهاجهت حفظ مواد غذایی و خوراکی خالی از خطر نیستند لیتارژ مردار سنج مردار سنج.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر طمعی نیستم به خون و به مردار چونکه چنین دشمنان شدند سگانم؟
💡 ترسم به اجل میرد بی غمزهٔ او زاهد قربانگه عشق است این، مردار نباید شد
💡 در هر آن مردار بینی رنگکی گویی که جان جان کجا رنگ از کجا جان را بجو جان را بیاب
💡 جز این یک هنر نیست کان آب و خاک ز مردار دورست و از مرده پاک
💡 نسر كركس و لاشخور كه داراى منقار و چنگالهاى قوى كه مردار خوار است و او را ركاك ودژكاك و كلمرغ نيز مى گويند.
💡 بعضى از ايشان دستها و پاهايشان بريده شده است. گروهى بر شاخه هائى از آتشآويزانند. و عده اى بوئى متعفن تر از مردار مى دهند. و بعضى لباسهاى آتشين پوشانيدهشده اند.