فرهنگستان زبان و ادب
{synecdoche} [زبان شناسی] نوعی مجاز که در آن عبارتِ دال بر جزء یک پدیده بر کل آن دلالت می کند و برعکس
{synecdoche} [زبان شناسی] نوعی مجاز که در آن عبارتِ دال بر جزء یک پدیده بر کل آن دلالت می کند و برعکس
نوعی مجاز که در آن عبارتِ دال بر جزء یک پدیده بر کل آن دلالت میکند و برعکس. نسبت دادن { استفاده از مجاز } از چیز کوچک به بزرگ. مثال:بر مردم چشم دیدن آموز : در اینجا مجاز کل از جزء دیده میشود و منظور از مردم مردمک چشمه یعنی از یک چیز کوچکتر به بزرگتر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آغاز جنگ هیتلر کشتار غیرنظامیان لهستانی را مجاز کرد.
💡 با عاشقان مجاز بود عشقِ عاشقی کو ترکِ هر دو کون نگیرد برایِ دوست
💡 جان ما وعدهٔ وصلست نه این روح مجاز تو مپندار که ما زنده بدین مختصریم
💡 مرا ببادیه کعبه مجاز مبر که در حقیقت محرابم آن خم ابروست
💡 تو شنیدی بانگ از اهل مجاز پس بجای خود فرستادیش باز
💡 گوشهای گیر از این جهان مجاز توشهٔ آن جهان درو میساز