لغت نامه دهخدا
لوکک کال. [ ک َ ] ( سانسکریت، اِ ) تاریخ الجماعة. رجوع به ماللهند بیرونی ص 207 و 229 شود.
لوکک کال. [ ک َ ] ( سانسکریت، اِ ) تاریخ الجماعة. رجوع به ماللهند بیرونی ص 207 و 229 شود.
تاریخ الجماعه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال بوتافوگو، باشگاه ورزشی بارسلونا، باشگاه فوتبال نیولز اولد بویز، باشگاه فوتبال جیمناسیا لاپلاتا، و باشگاه ورزشی دیپورتیوو کالی اشاره کرد.
💡 در خانه گر که هیچ نداری شگفت نیست کالات میبرند و تو خوابیدهای مدام
💡 هرچند تظاهرات یک تظاهرات مسالمت آمیز بود، چندین اعتراض خشونتآمیز در طول این اعتراضات رخ داد که باعث ایجاد محل و سرپناهی برای برگزاری تظاهرات شبانه در کالی (شهر) و بوگوتا شدهاست. این «یکی از بزرگترین تظاهرات گستردهای است که طی سالهای اخیر کلمبیا شاهد آن بودهاست».
💡 دل ز بی عشقی سیه باشد ز عشق آتش فشان هست از سردی ز کال آنکو ز گرمی اخگرست