فرهنگستان زبان و ادب
{mooring anchor} [حمل ونقل دریایی] لنگری برای نگه داشتن شناوه ها/ بویه های مهار کشتی یا علائم کمک ناوبری متـ. لنگر بویۀ مهار
{mooring anchor} [حمل ونقل دریایی] لنگری برای نگه داشتن شناوه ها/ بویه های مهار کشتی یا علائم کمک ناوبری متـ. لنگر بویۀ مهار
💡 دست در افتادگی زن، پیش موج حادثات میشود با بحر از افتادگی لنگر طرف
💡 بشو از صبر و طاقت دست اگر از عشقبازانی که بحر بیکران عشق لنگر برنمی دارد
💡 آباد بر آن شهر که وی باشد دربانش آباد بر آن کشتی کو باشد لنگر
💡 از سبکمغری، خس و خاشاک توفان کردهای از گرانی، لنگر دریای امکان کردهای
💡 کشتی دولت همی گوید که در دریای مُلْک رای او بس بادبان و حلم او لنگر مرا
💡 در شکست ما تأمل چیست ای موج خطر؟ ما درین دریا به امید تو لنگر کرده ایم