لقمان پرنده

لغت نامه دهخدا

لقمان پرنده. [ ل ُ ن ِ پ َ رَ دَ / دِ ] ( اِخ ) ( شیخ... ) عتیق الرحمان از مشایخ بزرگان و مزار وی به شهر هرات است. رجوع به رجال حبیب السیر ص 152 و 175 شود.

جمله سازی با لقمان پرنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حضرت امير المؤمنين عليه السلام فرمود: از لقمان عليه السلام پرسيدند: كداميك ازمردم افضلند؟

💡 ملک و امامت سوی کسی است که او راست ملک سلیمان و علم و حکمت لقمان

💡 به پایش در‌افتاد و پوزش نمود بخندید لقمان که پوزش چه سود؟

💡 نمی شاید حکیمش خواند هرکس لافد، از حکمت که عمری بندگی باید نمود آنگاه لقمان شد

💡 13 - به خاطر بياور هنگامى را كه لقمان به فرزندش گفت - در حالى كه او را موعظهمى كرد - پسرم ! چيزى را شريك خدا قرار مده كه شرك ظلم عظيمى است.

💡 لقمان گفت: اگر خدا بدين شغل فرمانم دهد كه سمعا و طاعتا، چون اگر او اينكار را ازمن خواسته باشد، خودش ياريم مى كند، و راه نجاتم مى آموزد، و از خطا نگهم مى دارد،ولى اگر مرا مخير كند من عافيت را اختيار مى كنم.