لغت نامه دهخدا
( لغت آرا ) لغت آرا. [ ل ُ غ َ ] ( نف مرکب ) آرایش و زینت دهنده و آراینده لغت:
بی زبان لغت آرات به تازی و دری
گوش پر زیبق و چشم آمده در، باد پدر.خاقانی.
( لغت آرا ) لغت آرا. [ ل ُ غ َ ] ( نف مرکب ) آرایش و زینت دهنده و آراینده لغت:
بی زبان لغت آرات به تازی و دری
گوش پر زیبق و چشم آمده در، باد پدر.خاقانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون به خود آید، نداند یک لغت چون پری را هست این ذات و صفت
💡 لغت آققویونلو به معنای «کسانی که گوسفند سفید دارند» میباشد.
💡 لغت «چک» لغتی فارسی است و از این زبان به زبانهای دیگر وارد شدهاست.
💡 بدر در اصل لغت ماه تمام آمد ولیک تو نه آن بدری بگویم تو کدامی او کدام
💡 (تزكيه ) در لغت هم به معنى نمو دادن، و هم به معنى پاكسازى آمده است.
💡 ثانيا در كتب لغت نيز يكى از معانى توبه همين موضوع ذكر شده است،