لعل پیازکی

لغت نامه دهخدا

لعل پیازکی. [ ل َ ل ِ زَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) از انواع لعل. لعل پیازی. لعل که رنگ آن به پوست پیاز قرمزپوست ماند:
لعل پیازکی رخ من بود و زرد گشت
اشکم ز درد اوست چو لعل پیازکی.لؤلوئی ( از حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ).رجوع به لعل بدخشی شود.

فرهنگ فارسی

از انواع لعل لعل پیازی

جمله سازی با لعل پیازکی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر فرق خاک تیره در دست آب پاک ز آنروی آبدار گل لعل آتشی

💡 عمریست که تا خون دلم لعل تو دید شکرانه آن هنوز بر جان منست

💡 هر که زان لعل شکر میخواهد جان خود زیر و بر میخواهد

💡 لب می مکم از چاشنی درد، ببینید خون در دلم از لعل لب یار نباشد

💡 لعل می خواندم لبت گر لعل بود کام بخش و کام جوی و کامکار

💡 شربت لعل لبت بود شفای دل ما بعبث ما ز پی نسخهٔ عطار شدیم

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز