لغت نامه دهخدا
لطیفه سرا. [ ل َ ف َ / ف ِ س َ ] ( نف مرکب ) لطیفه گو.
لطیفه سرا. [ ل َ ف َ / ف ِ س َ ] ( نف مرکب ) لطیفه گو.
( صفت ) لطیفه گو.
💡 متاب روی ز همصحبتان که تنهایی لطیفه ای ست که از بهر خود گزیده خدا
💡 ویژگیهای ۰٫۹۹۹… نیز به فرهنگ عامه ریاضایات تبدیل شدهاست، به خصوص در لطیفهها:
💡 کمدی دل آرته ترکیبی بود از لطیفهگویی، حاضر جوابی، شعبده بازی، حرکات آکروبات، رقص و موسیقی، مونولوگ و دیالوگ های خندهدار و تقلید.
💡 به پیش آینهٔ طبعش آشکار شود هر آن لطیفه که از روزگار پنهانست
💡 روحالله خالقی وی را مردی با ذوق، مؤدب، لطیفه گو، خوش محضر و دوست داشتنی معرفی میکند:
💡 لطیفه ییست نهان در تکلمت که ز ناز بکس نمیکند اظهار صلح و جنگ ترا