لغت نامه دهخدا
لش و لوش. [ ل َ ش ُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) رجوع به لش شود.
لش و لوش. [ ل َ ش ُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) رجوع به لش شود.
(لَ شُ )(ص مر. ) بی غیرت، بی عار.
بی غیرت بی عار.
بی غیرت، بی عار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از جمله غذاهای محلی که میتوان نام برد عبارتند از: فطیر، جوز و کمه (صبحانه محلی)، آش، شِروایی (سوپ محلی)، کلهجوش، زرک جوش، لوشی جوش و بسیاری دیگر از غذاهای محلی روستا.
💡 اِن لوشان (چینی: 安祿山؛ زادهٔ حدود ۷۰۳ میلادی – درگذشت ۲۹ ژانویهٔ ۷۵۷ میلادی) یک فرمانده در دودمان تانگ بود که بیشتر به دلیل نقشش در شورش ان لوشان شناخته میشود.
💡 شورش آن لوشان برای ۱۵ سال هم زندگی چینیان و هم دو فو را دچار ناآرامی نمود. از دو فو بیش از ۱۴۰۰ قطعه شعر و بیشتر دربارهٔ وضع اجتماعی آن زمان و زندگی شاعر به جای مانده است. تاریخدانان شعرهای دو فو را شعرهایی حماسی یا یادداشتهای تاریخی شعرگونه شمردهاند.
💡 پس از بارداری، لوش کالج را رها کرد و ازدواج کرد و اولین فرزندش را در ۲۳ سالگی به دنیا آورد لوش پس از رسوایی کلینتون-لوینسکی از حزب دموکرات سرخورده شد و پس از حملات ۱۱ سپتامبر بهطور کامل از آن خارج شد.
💡 جمالآباد حلاج یا حلاج، روستایی در دهستان جمالآباد بخش لوشان شهرستان رودبار در استان گیلان ایران است.