لغت نامه دهخدا
لرگه سری. [ ل َ گ َ س َ ] ( اِخ ) موضعی به آمل مازندران. ( سفرنامه رابینو ص 114 بخش انگلیسی ).
لرگه سری. [ ل َ گ َ س َ ] ( اِخ ) موضعی به آمل مازندران. ( سفرنامه رابینو ص 114 بخش انگلیسی ).
موضعی به آمل مازندران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گردنکشی مکن که سری کی بلند شد؟ کامروز زیر پای تو چون خاک پست نیست
💡 ما نهادیم سری در قدمت سرو روان راست گو از چه کشی ای دل و دین سر تو ز ما
💡 هر سری کو ز می عشق تو مدهوش نشد چو شنید از ره گوش و ز ره چشم چو دید
💡 جوش گل از ترانه مستانه من است هر جا سری است گرم ز پیمانه من است
💡 رشته عمرش ز پیچ وتاب می گردد گره هر که با موی میان دارد سری زناروار