لختی پختی

لغت نامه دهخدا

لختی پختی. [ ل ُ پ ُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) از اتباع است: چند نفر لختی پختی؛ چند تن برهنه و ناچیز.

فرهنگ فارسی

( صفت ) برهنه و بیسرو پا.

جمله سازی با لختی پختی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بشنو از احوال من لختی، که خود احوال تو بانظام جاودانی شد، که بادی جاودان

💡 در زبان عامه، معمولاً عبارت «ساحل لختی‌ها» به کار می‌رود.

💡 ازآن پس که خواندند لختی درود بدانسان که شه را سزاوار بود

💡 ۲) بسته شدن دریچه‌های لختی در اثر فشار خون ناشی از انقباض بطون

💡 که لختی ترّه برچیند ز راهی که گُر سنگیش می بُد گاه گاهی

💡 به این قانون، قانون لختی یا اینرسی - Inertia- می‌گویند.

برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز