لاش ماش
لغت نامه دهخدا
لاش ماش. ( ص مرکب ) کلمه ای است فارسی، و آن مخفف لاشی نباشد و به معنی باطل و بیهوده است: قال الحجاح لجبلةبن الایهم الغسّانی قل لفلاح اکلت مال اﷲ بابدح و دُبیدح، فقال له جبله خواسته ایزد بخوردی به لاش ماش؛ ای اکلت مال اﷲ بالباطل. ( مجمع الامثال میدانی ذیل: اخذ. بابدح و دبیدح ).
فرهنگ فارسی
باطل بیهوده: قال الحجاج لجبله بن الایهم الغسانی قل لفلاح: اکلت مال الله با بدح و دبیدح فقال له جبله: خواست. ایزد بخوردی به لاش ماش ای اکلت مال الله بالباطل.
کلمه ایست فارسی و آن مخفف لاشیی نباشد و بمعنی باطل و بیهوده است
جمله سازی با لاش ماش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بی می همه نوبهار عالم دی تست در صحبت می همه جهان لاشی تست
💡 یافته عالم وجود از جود او ورنه بی او جمله عالم لاشی است
💡 که لاشی چیست ای شیء آمده تو دگر اینجایگه لاشی شده تو
💡 حق تعالی کرده لاشی نام او تو به جان آویخته در دام او
💡 غیر دریا به نزد ایشان لاست بحر لاشان مقدم در الاست
💡 علم ما در علم او عین وی است علم عالم بی وجودش لاشی است