لغت نامه دهخدا
قیافه گرفتن. [ ف َ /ف ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) خود را گرفتن. ژست گرفتن. ( فرهنگ فارسی معین ): تو نمیدانی چطور قیافه بگیری.
قیافه گرفتن. [ ف َ /ف ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) خود را گرفتن. ژست گرفتن. ( فرهنگ فارسی معین ): تو نمیدانی چطور قیافه بگیری.
( ~. گِ رِ تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) (عا. ) خود را گرفتن، ژست گرفتن.
( مصدر ) خود را گرفتن ژست گرفتن: تو نمی دانی چطور قیافه بگیری.
(عا.)
خود را گرفتن، ژست گرفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آنجایی که درگذشته ماهیان صید شده اکثراً ماهیان درشت بودند و به علت کمی جمعیت انسانی و فناوری معمولی آن زمان، از انواع ماهیانی که دارای شکل و قیافه و طعم و مزههای نامناسبتری بودند و به عنوان فضولات گوشت ماهی در صیدها مطرح میشدند کمتر استفاده میشد و بیشتر به مصرف تولید آرد ماهی و مصارف دام و طیور میرسید.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشتهاست، میتوان به ۱۶۷۰، یکراست به دل، دهنبهدهن، هتل ۵۲، رنگهای خوشبختی، دوران افتخار، مأموریت افغانستان، قانون حقیقی، کمیسر آلکس، مزرعه، در خوشی و سختی، هنرمندان، فرابنفش، نشانهها، کلبهٔ جنگلی، ۱۹۸۳، پدر متیو، قیافه، سیاره مجرد و عشق بزرگ اشاره نمود.
💡 او که قدرتهایش شامل هوش سرشار، از صفحههای ضد گرانش استفاده میکند، انفجارهای الکتریکی از دستکش، کنترل ذهن توسط کلاهخود، هنرمند فرار و شعبدهباز حرفهای، متخصص تغییر قیافه میشود، عضو گروههای ابرتبهکارانهای چون چهار وحشتناک و هوش است.