قندیل البحر

لغت نامه دهخدا

قندیل البحر. [ ق ِ لُل ْ ب َ ] ( ع اِ مرکب ) قسمی ماهی. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

قسمی ماهی

جمله سازی با قندیل البحر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «مشکوه» عبارت از درون مؤمن است و قندیل قلب او، و «مصباح» همان نوری است که خداوند در قلب او قرار داده‌است.

💡 داخل حرم به انواع فرش‌های ابریشم و غیره مفروش است و قندیل‌های بزرگ و کوچک از طلا و نقره در آن آویخته.

💡 چراغ ما چه زیب و فر دهد محفل سرایی را که قندیل مه و مهرش فلک از روزن آویزد

💡 نمی بینم به مسجد رونق، از دلمرده اصحابش همان به، شیشهٔ می را کنم قندیل محرابش

💡 در این سرا که دو قندیل ماه و خورشیدست خدا ز جانب دل روزن سرا بگشاد