قلم دارچین
لغت نامه دهخدا
قلم دارچین. [ ق َ ل َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از بینی باریک و دل پسند. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
کنایه از بینی باریک و دل پسند
جمله سازی با قلم دارچین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سپس تره، مرزهٔ خرد کرده را به همراه رب گوجه فرنگی، پیاز داغ، دارچین و مقداری نم و فلفل سیاه اضافه کنید و اجازه دهید سس با حرارت ملایم غلیظ شود.
💡 مواد تشکیلدهنده این غذا شامل خرما، مغز گردو، کنجد خام، جوزهندى، تخم مرغ، کره، دارچین، نمک و فلفل میباشد.
💡 دارچین نوعی ادویه خوشبو است که در صنعت آشپزی و درمانی مورد استفاده قرار میگیرد. دارچین از داروهای گیاهی خوشبو نیز محسوب میشود.
💡 محتویات اصلی آن آرد برنج، شکر، مغز گردو و ادویهجات معطر نظیر هل و دارچین است.
💡 دارچین بومی سریلانکا و جنوب هند است و پوست درختچه آن به عنوان ادویه بهکار میرود.
💡 برای طعمدهی بهتر به انواع دسرها و نوشیدنیهای بسیار گرم در فصل زمستان، استفاده از یک قلم دارچین در فرآیند پخت توصیه میشود.
💡 وقتی آشپز در حال آماده کردن کیک مخصوص بود، یک قلم دارچین را به آرامی درون مخلوط مواد پخت قرار داد تا عطر آن پخش شود.
💡 در برخی از روشهای سنتی و قدیمی تهیه چای، قرار دادن یک قلم دارچین در ظرف آب جوش باعث ایجاد طعمی بسیار دلپذیر و آرامشبخش میشود.