قطب کیدری
لغت نامه دهخدا
قطب کیدری. [ ق ُ ک َ دَ ] ( اِخ ) رجوع به قطب الدین کیدری شود.
جمله سازی با قطب کیدری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جانها گرفته دامنش از عشق و او چو قطب بگرفته دامن ازل محض مردوار
💡 بعد از آن آن شیخ از ملکش برفت قطب حق از ملک آن سرکش برفت
💡 دگر غوث ار برآنت احتیاج است همان قطب است کاندر ره سراجست
💡 ایا سفینه و هم قطب و گنج هر سه بهم سفینۀ ادب و قطب علم و گنج هنر
💡 پس کسی گفتش که آن قطب دیار رفت تا هیزم کشد از کوهسار