لغت نامه دهخدا
قصر ریان. [ ق َ رِ رَی ْ یا ] ( اِخ ) در مشرق دجله موصل از توابع نینوی نزدیک باعشیقا است و قبر شیخ صالح ابواحمد عبداﷲبن حسن بن مثنی معروف به ابن حداد بدانجاست. ( معجم البلدان ).
قصر ریان. [ ق َ رِ رَی ْ یا ] ( اِخ ) در مشرق دجله موصل از توابع نینوی نزدیک باعشیقا است و قبر شیخ صالح ابواحمد عبداﷲبن حسن بن مثنی معروف به ابن حداد بدانجاست. ( معجم البلدان ).
در مشرق دجله موصل از توابع نینوی نزدیک باعشیقا است و قبر شیخ صالح ابو احمد عبدالله بن حسن بن مثنی معروف به ابن حداد بدانجاست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قصر تو زین سخن همی خندد بر تو، ای فتنه بر سرای غرور
💡 شکوه سنگدلان زور عشق می خواهد به قصر بردن شیرین نه کار گلگون است
💡 قصر در گلزار و اندر قصر گلزار دگر آشکارا هر طرف از نقش دیوار آمده
💡 زین زر و سیم است به باغ نعیم قصر تو را خشت زر و خشت سیم
💡 صد کریوه بیش اندر راه هست صد هزاران قصر هست و چاه هست