لغت نامه دهخدا
قشقر اتابکی. [ ] ( اِخ ) سیف الدین. از طرف سلطان جلال الدین منکبرنی والی گنجه بوده است. رجوع به شدالازار ص 550 شود.
قشقر اتابکی. [ ] ( اِخ ) سیف الدین. از طرف سلطان جلال الدین منکبرنی والی گنجه بوده است. رجوع به شدالازار ص 550 شود.
سیف الدین از طرف سلطان جلال الدین منکبرنی والی گنجه بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۵۸۹ قمری / ۱۱۹۳ میلادی پس از مرگ سلطانشاه، تکش حکومت خراسان را به محمد واگذار کرد و ملک شرفالدین مسعود حسن را به اتابکی او گمارد.
💡 لَلگی مثل مقام اتابکی بود که از دوره حکومت ترکان سلجوقی در ایران رسم شد، للهها مسئول تربیت و آموزش فرزندان شاه بودند و نفوذ زیادی داشتند.
💡 اتابکی در تحلیل این گفتار مینویسد که در این یادداشت سخنی از اولتیماتوم، چه اتمی چه غیر اتمی، در میان نیست. هر چه هست دعوت شوروی به پایبندی اش نسبت به تعهدات بینالمللی است.
💡 محمدرضا اتابکی (زادهٔ مهر ۱۳۱۹ – درگذشتهٔ ۱۵ آذر ۱۳۹۹) نوازندهٔ ویلن، رهبر ارکستر و موسیقیدان اهل ایران بود.
💡 محمدرضا اتابکی، ۱۵ آذر ۱۳۹۹، در سن ۸۰ سالگی، بر اثر ابتلا به ویروس کووید 19 در تهران درگذشت.