لغت نامه دهخدا
قرابوکلوا. [ ] ( اِخ ) نام یکی از طوائف ترک. ( نخبةالدهر دمشقی ص 264 ).
قرابوکلوا. [ ] ( اِخ ) نام یکی از طوائف ترک. ( نخبةالدهر دمشقی ص 264 ).
نام یکی از طوائف ترک
💡 بر سر خوانش بلند صوت کلوا و اشربواست لیک منادیش را شرم ز لاتسرفواست
💡 بی لب ساقی مرا می نرود در گلو نقل ومی آن شما باد کلوا و اشربو
💡 "از کلوا که یکی از بندرهای زنگیان است با کشتی بادی حرکت نموده و به عزیمت ظفار که آخرین بلاد یمن و بر ساحل دریای هند واقع شده رهسپار شدیم.
💡 سوغات نهاوند:از جمله سوغات این شهرستان میتوان به خمیر صنل، کلوا، حلوا گردویی و گز آردی که مختص نهاوند است اشاره کرد، همچنین نقل، گردو، عسل، شیره انگور، ترخینه هم از دیگر سوغاتیهای معروف نهاوند است.
💡 فهم نان کردی نه حکمت ای رهی زانچ حق گفتت کلوا من رزقه