قبر سلامی

لغت نامه دهخدا

قبر سلامی. [ ق َس َ ] ( اِ مرکب ) به اصطلاح هندیها احترامی که به زمین دار میکنند جهت اجازه حفر قبر. || پولی که برای حفر قبر به زمین دار میدهند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) پولی که برای حفر قبر بصاحب زمین دهند.

جمله سازی با قبر سلامی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سیف فرغانی بدو نامه نمی یارد نوشت ای صبا هر صبحدم می بر سلامی از منش

💡 اگر از جام او داری تو نامی بکن عطّار مسکین را سلامی

💡 ز سلام پادشاهان به خدا ملول گردد چو شنید نیکبختی ز تو سرسری سلامی

💡 سلامی ازو مرتفع رایت کی سلامی در او مندرج ملکت جم

💡 بادی که بدی همدم آن حور نژاد گه گه به سلامی ز منش کردی یاد

💡 پس سلامی کرد اندر روی او آنگهی آمد روان بر سوی او

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز