لغت نامه دهخدا
قاضی معافی. [ م ُ ] ( اِخ ) رجوع به قاضی نهروانی شود.
قاضی معافی. [ م ُ ] ( اِخ ) رجوع به قاضی نهروانی شود.
💡 دو جوان که برای انجام معاینات مربوط به معافی از سربازی به مرکز نظام وظیفه رفتهاند با هم آشنا میشوند و این آشنایی پیشدرآمد اتفاقات بسیاری برای آنها میشود.
💡 داوودنژاد در مصاحبه با رضا رشیدپور گفته بود برای اینکه سربازی نرود وزنش را افزایش داد تا معافی بگیرد. او گفت که از این کارش پشیمان است زیرا به سلامتی خود آسیب زد و به اندازهٔ ده سال سربازی برایش تمام شد.
💡 {روستای خانقاه سادات محل زندگی افراد بزرگی از جمله ؛ میر عبدالحد معافی خانقاه سادات از مبارزان به نام مشروطه بوده است؛ وسید غنی نظری خانقاه نماینده دوره یازدهم خلخال و کوثر در در مجلس شورای اسلامی زاده . همین روستاست } کارخانه نئوپان شهر خلخال و زندان جدید شهر در جوار این روستا میباشد
💡 شمسآبادی در سن ۲۳ سالگی پس از اینکه چند بار معافی موقت گرفت به سربازی اعزام شد. وی تلاش زیادی کرد تا در گارد جاویدان شاه استخدام شود ولی به عنوان سرباز لشکر گارد شاهنشاهی در انجام وظیفه مشغول شد.
💡 روستای خانقاه سادات محل زندگی افراد بزرگی از جمله میر عبدالحد معافی خانقاه سادات از مبارزان به نام مشروطه بوده است وسید غنی نظری خانقاه نماینده دوره یازدهم خلخال و کوثر در در مجلس شورای اسلامی زاده همین روستاست
💡 داوودنژاد در مصاحبه با رضا رشیدپور گفته بود برای اینکه سربازی نرود وزنش را افزایش داد تا معافی بگیرد. او گفت که از این کارش پشیمان است زیرا به سلامتی خود آسیب زد و به اندازهٔ ده سال سربازی برایش تمام شد.