قاصر الید

لغت نامه دهخدا

قاصرالید. [ ص ِ رُل ْ ی َ ] ( ع ص مرکب ) کوتاه دست. || ناتوان. سست. || خرد. کوچک. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

کوتاه دست یا ناتوان

جمله سازی با قاصر الید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (و اين به خاطر آن نيست كه بيان دعوت كننده قاصر باشد) بلكه كسانى كه كافرشدند تكذيب خوى ايشان شده است (22).

💡 به هر تقدير كه باشد، مفهوم اجتهاد، به معناى عام، روشن است، هر چند بعضى ازتعريفها براى اداى آن قاصر باشد.

💡 شمار، از حد وصفش قاصر آمد این اشارت بس که «عمان الجواهر» نام کردند اهل عرفانش

💡 ار بیان این معانی چون عبارت قاصر است میر سرمستان بیانش با خموشی می کند

💡 اما نسبت به گناهانى كه تنها از طريق شرع بايد ثابت شود مانند ترك نماز و روزهاگر واقعا قاصر بود به تفصيلى كه گفته شد معذب و مسؤول نخواهد بود.

💡 ای صفات کبریایت برتر از ادراک ما قاصر از کنه کمالت فکرت و ادراک ما

سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز