قاسمی شامی

لغت نامه دهخدا

قاسمی شامی.[ س ِ ی ِ ] ( اِخ ) جمال الدین بن محمد سعیدبن قاسم حلاق.از خاندان حسین سبط در عصر خود پیشوای مردم شام و از عالمان دین بود و در فنون ادب کوششی بلیغ به کار برد. تولد و وفات وی در دمشق است ( 1283 - 1332 هَ. ق. / 1866 - 1914 م. ). وی به عقیده پیشینیان بود و به تقلید عقیده نداشت. دولت وی را به شهرها و دهات سوریه برای تدریس اعزام داشت و چهار سال به این کار مشغول بود ( 1308 - 1312 هَ. ق. ). سپس به مصر سفر کرد و از مدینه دیدن نمود. ( الاعلام زرکلی چ 2 ج 2 ص 131 ).

جمله سازی با قاسمی شامی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر باد پای عشق سوارست قاسمی تندست و توسنست، ولی بد لگام نیست

💡 هزار جان و دل قاسمی فدای تو باد که کان بخت بلندی و طالع مسعود

💡 ۸- عباس قاسمی حامد (دکتری حقوق از فرانسه) از ۱۳۹۵/۰۵/۳۱ تا ۱۳۹۷/۰۴/۱۷

💡 ز قول قاسمی هر روزکی چند روان می سازم از دیده دو رودی

💡 کمال علت غاییست، قاسمی، انسان اگر دلیل طلب می کنی بخوان «لو لاک »

💡 ز طعن مردم بیگانه، قاسمی، چه خبر؟ ترا که از غم جانان بخویش پروا نیست

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز