قاسم غباری

لغت نامه دهخدا

قاسم غباری. [ س ِ غ ُ ] ( اِخ ) شاعری است. رجوع به غباری شود.

فرهنگ فارسی

شاعری است رجوع به غبادی در همین لغت نامه شود.

جمله سازی با قاسم غباری

💡 ز رهگذار تو بر خاطرم غباری نیست ولی ملولم ازین دشمنان صحبت دوست

💡 آه حسرت نفس بیهده ای می سوزد خط ریحان نه غباری است که از دل برود

💡 دهان بربند کاین جا یک نظر نیست که بشناسد سواری از غباری

💡 ترکتاز صرصر شوق توام از جا ربود ور نه با خود پاس ناموس غباری داشتم

💡 بر سر توده خاکم بحقارت مگذر که فلک نیز غباری سیه از گرد من است

💡 زنده در گور کند حشر مکافات ترا بر دل موری اگر از تو غباری باشد