لغت نامه دهخدا
قاز وحشی. [ زِ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بط صحرائی را گویند. ( آنندراج ) ( از سفرنامه شاه ایران ).
قاز وحشی. [ زِ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بط صحرائی را گویند. ( آنندراج ) ( از سفرنامه شاه ایران ).
بط صحرائی را گویند از سفرنامه شاه ایران.
💡 ماههای اردیبهشت و خرداد زمان برداشت این گیاه هستند که به صورت وحشی سبز میشود.
💡 هر چند صد بیابان وحشی تر از غزالیم ما را به گوشه چشم تسخیر می توان کرد
💡 وحشی این دل که عزیزست به هر جا که رود چندش آرم به سر کویی و خوارش سازم
💡 از فیلمهای معروف او میتوان به بازی در فیلم مردی با کیف، هفت زیرین و جو وحشی اشاره کرد.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به کودک وحشی، عشق لطمه میزند اشاره کرد.
💡 به خاطر بگذرانم هرگه آن صیاد وحشی را به دام اضطراب خویش می افتد شکار من