لغت نامه دهخدا
فیل افکنی. [ اَ ک َ ] ( حامص مرکب ) پیل افکنی. ( فرهنگ فارسی معین ). عمل پیل افکن. دلیری. زورمندی. توانایی بسیار.
فیل افکنی. [ اَ ک َ ] ( حامص مرکب ) پیل افکنی. ( فرهنگ فارسی معین ). عمل پیل افکن. دلیری. زورمندی. توانایی بسیار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یا به عفوم برآوری بر تخت یا به خشم اندر افکنی به چهم
💡 زهرم به قدح دهی که می نوش مکن در آتشم افکنی که هان جوش مکن
💡 نام وصل اندر زبانی افکنی تا دلم را در گمانی افکنی
💡 افکنی از دست گاه و گاه بر گیری ز راه میزنی که زخم کاری هرچه خواهی میکنی
💡 تاکی زخلق پرده به رو افکنی چو خضر مردن به از خجالت بسیار زیستن
💡 سر همی با ما گران داری چرا چون جنایت افکنی پیدا فکن