فیزیک درمانی

مترادف‌ها

فیزیوتراپی

فرهنگستان زبان و ادب

{physiotherapy} [پزشکی] شیوه ای از درمان که در آن روش های فیزیکی را برای پیشبرد معالجه به کار می گیرد و از نور و پرتوهای فرابنفش و فروسرخ و گرما و جریان برق استفاده می کنند

جمله سازی با فیزیک درمانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چند گوئی که دوای دل ریشت صبرست ترک درمان دلم کن که در آن درمانی

💡 بدانی چو درمانی آنگه کز آنجا نه بربط رهاند تو را نه ترانه

💡 چون درد ترا نیافتم درمانی کُلّی خود را به هیچ باز آوردیم

💡 ندارد درد بی درمان به جز تسلیم درمانی ز تدبیر طبیبان بر دل بیمار می لرزم

💡 دل من درد غمت دارد و تو درمانی زآنکه باشند همه در دل و تو در جانی

💡 دریغا عهد آسانی که مقدارش ندانستم ندانی قدر وصل الا که درمانی به هجرانی

💡 برای بهبود وضعیت سلامت خود پس از جراحی، او تصمیم گرفت جلسات منظم فیزیک درمانی را نزد متخصص مربوطه آغاز کند تا بتواند دوباره راه برود.

💡 بسیاری از ورزشکاران حرفه‌ای از روش‌های مختلف فیزیک درمانی برای کاهش دردهای عضلانی و بازگشت سریع‌تر به میادین رقابت‌های ورزشی خود استفاده می‌کنند.

💡 جلسات مداوم فیزیک درمانی می‌تواند به بیماران دچار مشکلات ستون فقرات کمک کند تا بدون نیاز به جراحی، کیفیت زندگی خود را بهبود بخشند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران