لغت نامه دهخدا
فوطه ربا. [ طَ / طِ رُ ] ( نف مرکب ) فوطه رباینده. دزد و عیاری که فوطه و دستار از سر و دوش مردم می رباید. ( فرهنگ فارسی معین ).
فوطه ربا. [ طَ / طِ رُ ] ( نف مرکب ) فوطه رباینده. دزد و عیاری که فوطه و دستار از سر و دوش مردم می رباید. ( فرهنگ فارسی معین ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روزی که بتم ز فوطه رخ بنماید با فوطه هزار جان ز تن برباید
💡 پیراهن و فوطه بر تن روشن تو می رقص کند بناز گرد تن تو
💡 خرقه من چون گریبان از گلوی من گرفت شد ردا آخر به گردن فوطه زاری مرا
💡 بسی در بحر جان خوردند غوطه که تا پیدا شدند با دلق و فوطه
💡 تیغ بر کف سرتراشم قصد کشتن کرده است عاشقان را فوطه زاری به گردن کرده است