فرهنگ معین
(فَ دُ. کَ دَ ) (مص م. ) حنا بستن، انگشتان را به رنگ فندق کردن.
(فَ دُ. کَ دَ ) (مص م. ) حنا بستن، انگشتان را به رنگ فندق کردن.
( مصدر ) فندق بستن: تا که سر انگشت گل کرد خزان فندقی کرد چمن پرنگار پنجه دست چنار.
حنا بستن، انگشتان را به رنگ فندق کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اتریش به ویژه شهر وین، فندق یک ماده در ساختن تارت است مثل تارت فندقی که بسیار هم مشهور است.
💡 تولید پسته در شهرستان فردوس در سال ۱۳۸۸ از ۳۱۰۰ هکتار سطح زیر کشت این محصول، حدود ۳۰۰۰ تن بوده است. در شهرستان فردوس، انواع مختلفی از پسته مانند کله قوچی، احمد آقایی، محلی و فندقی تولید میشوند.
💡 زردافشانکچه یا آسپرژیلیوس فلاووس یک قارچ گندخوار و بیماریزا است که توزیع آن در بیشتر جهان گسترده است. این گونه به دلیل همزیوی بر روی غلات، حبوبات و میوه های فندقی شناخته می شود. این قارچ همچنین یک پاتوژن فرصت طلب انسان و حیوان است و باعث ایجاد آسپرژیلوز در افراد با کمبود سیستم ایمنی می شود.
💡 برخلاف اکثر فندقیها که سرشار از چربیهای تکسیرنشده هستند، روغن گردو عمدتاً از اسیدهای چرب غیراشباع چندگانه تشکیل شدهاست (۷۲٪ از کل چربیها)، به ویژه آلفا لینولنیک اسید (۱۴٪)، اسید لینولئیک (۵۸٪). با این حال ۱۳٪ از روغن گردو را اسید اولئیک تشکیل میدهد.
💡 جین ایر ساده و با ظاهری شبیه روح توصیف شده است. جین خود را چنین توصیف میکند؛ فقیر، مبهم، ساده و کوچک. آقای روچستر یک بار از چشمهای فندقی و موهای فندقی جین تعریف میکند، اما او به خواننده اطلاع میدهد که آقای روچستر اشتباه کرده است، زیرا چشمان او فندقی نیست. آنها در واقع سبز هستند.